خداحافظی و طلب حلالیت
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٠  
بسم الله
اگر توفیق نصیب شود و پیامبر رحمت و ائمه هدی علیهم السلام اجازه بدهند سال مان در جوار این بزرگواران تحویل خواهد شد.
کمتر از ده روز دیگر برای حج عمره عازم سرزمین وحی خواهم شد. ان شاءالله.
قطعا مثل تمام سفرهای زیارتی دیگر، بیشتر نائب الزیارة خواهم بود تا زائر.
امید فراوانی به دعای دوستانم دارم که توشه و بدرقه راهم را تامین کنند.
لطفا دوستان این درخواست را جدی بگیرند و این بیمقدار را دعا کنند. دعا کنند که معرفت و درکی نصیب شود که دست خالی برنگردم. ملتمسانه و خاضعانه از همه طلب بخشش و حلالیت دارم.

 
سودای جان با رضای پروردگار
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٠  

پیامک یکی از دوستان:

سردار احمد سوداگر از جانبازان و فرماندهان هشت سال دفاع مقدس، مسول سابق اطلاعات نیروی زمینی سپاه، فرمانده اسبق لشکرهای 25 کربلا و 27 محمد رسول الله...

به اینجای متن که رسیدم دلم می خواست ادامه اش این باشد که برای مجلس کاندید شده است و یا اینکه در فلان یادواره سخنرانی دارد و یا با فلان نشریه مصاحبه کرده است اما متاسفانه چنین نبود و پیامک به این جمله ختم می شد که ساعاتی پیش به یاران شهیدش پیوست.

 

حاج احمد سوداگر

 

من که اهل نوشتن و قلمفرسایی نیستم و اگر هم بودم گمان نمی کنم می توانستم در رثای حاج احمد چیزی بنویسم.

خیلی حیف شد! خیلی!

ضایعه فقدان حاج احمد جبران ناپذیر است. قطعا دیگران در وصف او بسیار خو اهند نوشت. اما من هم نمی توانستم هیچ نگویم. 

حاج احمد هم دردمند بود و هم داغدار.

او که پایش را برای اعتلای اسلام و امتثال فرمان امامش از دست داده بود و داغ جوانش را در دل داشت پیوسته از یارن رفته یاد می کرد و افسوس می خورد.

حاج احمد! همجواری با دوستانت بر تو مبارک باشد. در سی و چهارمین بهار آزادی جای همه شما خالی است.

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ

و بعضی از مردم جان خویش را به رضایت خدا سودا می کنند و خدا به به بندگان مهربان است.


پیام رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام

خبر تشییع پیکر سردار سوداگر 


 
شکر ارباب که شد دل حرمش
ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠  

بسم الله

سلام

الحمدلله به اذن ائمه بزرگوار توفیق زیارتشان نصیب شد و با همه روسیاهی مان نایب الزیاره دوستان بودیم و همه را در اماکن مقدسه یاد کردیم.

بحمدلله همسفران خوبی در این سفر نصیبمان شد که در همین جا فرصت را مغتنم شمرده و از همین تریبون از خداوند منان تشکر می کنم!

راهپیمایی چند میلیونی زایران حسینی از نجف تا کربلا

 

دعا کنید مجددا زیارت عتبات روزی ما شود. ما هم قول می دهیم که حسابی شما را دعا کنیم و نایب الزیاره خوبی برایتان باشیم.

تمت بحمدلله و منته


 
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٠  

بهشت

سلام به دوستان. در واقع علیکم منی السلام 


اگر اجازه بدهند یکی دو روز دیگر عازم عتبات هستم.
چنانچه توفیق رفیق راهمان باشد و پایمان به صحن و سرای اباعبدالله علیه السلام برسد نائب الزیاره و دعاگوی همه دوستان خواهم بود.
بسیار خاضعانه و ملتمسانه از دوستان بزرگوارم التماس دعا دارم و طلب حلالیت می کنم.
امیدوارم که زیارت حضرتش، مکرر نصیب دوستداران و عاشقان گردد.


 
پیشگویی!
ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٠  

شهید حسین بیدخ

 

" از دردی بزرگتر در هراسم ، از رنجی بزرگ در وحشتم . از اینکه برایم بگریی یا بخندی بی خیالم . اما از اینکه فرداها ،در کوره راهها، در شادیها ، در جشنها ، در مسیر بزرگ زندگی بدست فراموشیم بسپاری در وحشتم. وحشتی که زندگی را برایم مرگ می کند و آخرت را نیز برایم دنیا.

برادر چیزی نداشتم ، پیامی نداشتم ، اما با رفتنم از دردی بزرگ بر خود می نالم ، حس می کنم فرداها ، در راهها، وقتی زمان گذشته را از یاد می برد و آینده فراموشکده ی گذشته می شود شهیدان از یاد می روند .

اینکه می گویم از یادم مبر ، برادر منظورم این نیست که گورستان را منزلگاه من بدانی و هر شب جمعه در آنجا حاضر شوی و گریه کنی ! برادر ، یاد من راه من است .
از اینکه فرداها اینهمه خون برادرانم که نوید دهنده ی هزاران لاله در بهاران فرداست ، از یاد رود بیمناکم . از اینکه فرداها به ضعیفان نرِسند ، ثروتمندان مالکان زمین شوند ، ضعیفان درد کشیدگان روزگار گردند ، شهیدان از یاد رفتگان شوند ، خون شهیدان به استهزاء گرفته شود ، زندگی در آن دنیا برایم تار می شود ."

 

حسین 18 ساله در سال 1360 یعنی یک سال پس از شروع جنگ هشدار داده بود که مبادا " پیشکسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند".

رحمت خدا بر او باد.

پ ن:حسین بیدخ در دوم فروردین 61 در عملیات فتح المبین به دیدار پروردگارش نایل شد.


 
عید فطر مبارک
ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ شهریور ۱۳٩٠  

 

رمضان رفت ولی کاش صفایش نرود

سحر و جوشن و قران و دعایش نرود

کاشکی پر شده باشد دلم از نور سحر

همره روزه و افطار ، نوایش نرود

********

عید فطر بر همه میهمانان حضرت کریم مبارک

طاعات همه قبول باشه

مواظب شیطون هم باشیم. شیطونی که تازه از حبس آزاد شده خیلی خطرناکه ها.

 این یک ماه، بیچاره دست و پاش توی غل و زنجیر بود ( خاک بر سر من که حریف شیطون دست و پا بسته هم نشدم !)

در این ساعت پایانی هم تا می تونیم همدیگه رو دعا کنیم.


 
میوه ممنوعه
ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ شهریور ۱۳٩٠  

 

یا اباالبشر!

تو سیب خوردی و من فقط بوی آن را شنیدم

تو یک بار رانده شدی و من تا الان دوبار

چقدر تلخ می شود کام آدم هنگام هبوط!

تا کی دوباره گذرمان به بهشت بیفتد.


 
چند توصیه از حضرت روح الله (رحمة الله علیه)
ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ امرداد ۱۳٩٠  

 

امام عاشقان

 

شما در این چند روزی که به ماه مبارک رمضان مانده به فکر باشید، خود را اصلاح کرده، توجه به حق تعالی پیدا کنید. از کردار و رفتار ناشایسته خود استغفار کنید. اگر خدای نخواسته گناهی مرتکب شده‌اید، قبل از ورود به ماه مبارک رمضان توبه نمایید. زبان را به مناجات حق تعالی عادت دهید، مبادا در ماه مبارک رمضان از شما غیبتی، تهمتی و خلاصه گناهی سر بزند که در محضر ربوبی با نعم الهی و در مهمانسرای باریتعالی آلوده به معاصی باشید. شما در این ماه شریف به ضیافت حق تعالی دعوت شده‌اید: «دعیتم فیه الی ضیافة الله»، خود را برای مهمانی با شکوه حضرت حق آماده سازید...

 

در ‌این دلهای شب با خدای تبارک و تعالی مناجات کنید. ‌از خدا بخواهید ‌که شما را توفیق بدهد، توفیق شهادت بدهد، توفیق عزت بدهد. شهادت عزت شماست...

عزیزم! از جوانی به اندازه ای که باقی است، استفاده کن؛ که در پیری همه چیز از دست می رود، حتی توجه به آخرت و خدای تعالی....

 


 
بین المیلادین!!
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٠  


 

بی دل و رنگ و خراب آلودهمِی فروشیم و شراب آلوده


جنس آب و گل مان کرب و بلاست
شکر! هستیم تراب آلوده

لحظه هایی که ندیدیم حرم
سالهایی است عذاب آلوده

خط پیشانی ما هست حسین
نیست این عشق کتاب آلوده

هر که با خاک تو تطهیر شود
 نکند چهره به آب آلوده !

ما فقط از تو ، تو را می خواهیم
مکن این دل به ثواب آلوده

شوق رویای ضریحت دارند
چشممان گر شده خواب آلوده

شده ایم عین زیارت نامه
 ما که هستیم شراب آلوده

 شکر ارباب که شد دل حرمش
ما حسینیه شدیم از قدمش

 

 

پی نوشت: شاعر را نمی شناسم

 


 
تولدش مبارک!
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩٠  

سلام.

فردا روز تولد یکی از تأثیرگذارترین شخصیتهای زندگی منه.

کسی که واسطه فیض بسیاری از نمازها، دعاها و اشکهای منه.

کسی که منو متحول کرد. کسی که به من فهموند که من هیچی نیستم ( خدا کنه واقعا همینو با تمام وجودم فهمیده باشم)

کسی که لحظات بسیار زیبایی برای من خلق کرد و من تا همیشه ممنون و مدیونشم. از خدا هم ممنونم که اون رو آفرید.

نمی دونم اینجا رو می خونه یا نه ولی چون احتمالا فردا به اینترنت دسترسی نخواهم داشت امروز رفتیم به پیشواز تولد ایشون.

تولدش مبارک!


 
تجربه
ساعت ۳:۳٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٠  
قال رسول الله (‌صلی الله علیه و آله):

 الْمُؤْمِنُ لا یُلْدَغُ مِنْ جُحْر  ٍٍ  مَرَّتَیْن

مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده (‌نیش زده ) نمی شود.

 

گاهی وقتها از یک سوراخ صد بار بلعیده می شویم گزیده شدن پیشکش!


 
گفتگو
ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٠  

گفتم: خسته‌ام
گفتی: "لاتقنطوا من رحمة الله" از رحمت خدا ناامید نشید (زمر/53)

گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!
گفتی: "فاذکرونی اذکرکم" منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152)

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: "و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا" تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63)

گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟
گفتی: "واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله" کارهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109)

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است... یک اشاره‌ کنی تمامه!
گفتی: "عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم" شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216)

گفتم: "انا عبدک الضعیف الذلیل..." اصلا چطور دلت میاد؟
گفتی: "ان الله بالناس لرئوف رحیم" خدا نسبت به همه‌ی مردم (نسبت به همه) مهربان است (بقره/143)

گفتم: دلم گرفته
گفتی: "بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا" باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/5)

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله
گفتی: "ان الله یحب المتوکلین" خدا آنهایی را که توکل می‌کنند دوست دارد (آل عمران/159)

گفتم: خیلی چاکریم! ولی این بار، انگار گفتی: حواست را خوب جمع کن!
گفتی: "و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره" بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت می‌کنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا می‌کنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنند (حج/۱۱)

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم؛
گفتی: "فانی قریب" من که نزدیکم (بقره/186)

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد به تو نزدیک بشوم
گفتی: "و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال" هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/205)

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: "ألا تحبون ان یغفرالله لکم" دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/22)

گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی
گفتی: "و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه" پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود/90)

گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری می‌توانم بکنم؟
گفتی: "الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده" مگر نمی‌دانید خداست که توبه را از بنده‌هایش قبول می‌کند؟! (توبه/104)

گفتم: دیگر روی توبه ندارم
گفتی: "الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب" ولی) خدا عزیز و دانا است، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/3)

گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟
گفتی: "ان الله یغفر الذنوب جمیعا" خدا همه‌ی گناه‌ها را می‌بخشد (زمر/53)

گفتم: یعنی اگر باز هم بیابم؟ بازهم مرا می‌بخشی؟
گفتی: "و من یغفر الذنوب الا الله" [چرا که نه!] به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/۱35)

گفتم: نمی‌دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم می‌زند؛ ذوبم می‌کند؛ عاشق می‌شوم! ... توبه می‌کنم
گفتی: "ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین" [این را بدان که] خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/222)

ناخواسته گفتم: "الهی و ربی من لی غیرک" ای خدا و پروردگار من! [آخر] من جز تو که را دارم؟
گفتی: "الیس الله بکاف عبده" خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/36)

گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار می‌توانم بکنم؟
گفتی: "یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما" ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هایش بر شما درود و رحمت می‌فرستند تا شما را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان است. ( احزاب/42)

گفتم: هیچ کسی نمی‌داند تو دلم چه می‌گذرد
گفتی: "ان الله یحول بین المرء و قلبه" خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24)

گفتم: غیر از تو کسی را ندارم
گفتی: "نحن اقرب الیه من حبل الورید" ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16)

 

از اینجا کش رفتم


 
آب و ماه
ساعت ۳:۳٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٠  


دیدار ما

چون آب و ماه

چه دور!

چه در هم!

 

قدسی قاضی نور

 


 
تنهایی‌ام تنهاست!
ساعت ٢:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٠  

 



هر روز از این مسیر بر می گردم

از  رفتن  ناگزیر  بر  می  گردم

تو شام بخور بخواب، تنهایی جان!

من مثل همیشه دیر بر می گردم


جلیل صفر بیگی


 
دیدار
ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٠  

پیامک زده :

می نویسم   « د ی د ا ر »

تو اگر با من و دلتنگ منی

یک به یک فاصله ها را بردار