خوش آمدی
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ امرداد ۱۳۸۱  
ظاهرا دريا بالاخره دلش به رحم اومد و خواهش دوستانش رو پذيرفت و بر گشت.
من حيفم مياد كه اينجا از محبت بچه هاي وبلاگستان كه همه بي شائبه به ابراز اون پرداختند (چه اونايي كه جملات قشنگ و لطيف نوشتند، چه اونايي كه شعرهاي نغزي رو خرج برگشتن دريا كردند و حتي كساني مثل داش اسمال كه با زبان خاص خودشان دريا را به برگشتن تشويق كردند) ياد نكنم. واقعا ببينيداين احساس همدلي و اتحاد ، اين حس دلبستگي و حتي وابستگي چقدر مي تونه قوي باشه به شكلي كه حتي ما براي كسي كه تا حالا نه ديديمش و نه حتي شنيديمش! بلكه فقط اونو خونده ايم!! اينقدر احساس يكرنگي و دلتنگي بكنيم.
عزيزان قدر اين احساسات لطيف و دلهاي با صفاتون رو بدونيد. خوش به حال همه تون!
من هم از فرصت استفاده مي كنم و چون بلد نيستم حرفاي قشنگ و در خور دريا و ديگران بزنم فقط خيلي ساده ميگم: خوش اومدي دريا