اين چه وضعيه؟؟
ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۱  
مسير بغض مرا اين بهانه سد کرده ست
که پای عاطفه ام را کسی لگد کرده ست
اگر چه سهم من از عشق جز دل خون نيست
هميشه داغ دلم عشق را مدد کرده ست
هنوز چشم اميدم به روزنی بسته ست
که کور سوی نگاه مرا رصد کرده ست
دلم برای تو ای سبزه زار می گريد
که ساقه های تو را بافه سبد کرده ست؟
بيا دوباره به متن بهار برگرديم
که داغ را نفس باغ مستند کرده ست
قبول خاطر من چشم با صداقت توست
اگرچه عشق مرا صادقانه رد کرده ست
شب است و قامت تنهاييم شکسته ترين
و اشک آينه ام را تمام قد کرده ست