بی عنوان
ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٢  
به حضورتان عارضم که:

روز اول که ما اين وبلاگ را زديم يعنی تاسيس کرديم هدف يک چيزی بود که به مرور زمان از آن دور افتاديم.

واقعيتش اينه که قصد من از وبلاگ نويسی صرفا نقل مطالبی بود که چون نام مناسبی برای اونا پیدا نکردم همینجور الکی اسمشون رو گذاشتم خاطره (برو تو نخ دليل !!) و این نوشتن شايد بيشتر از آنچه که برای خواندن ديگران باشه به منظور پاسخ دادن به خواهش دل بود. ( البته انکار نمی کنم که بسيار دوست داشتم ديگران هم اونا رو بخونن وحتی نظر بدن.)

حالا داستان از این قراره که میخوام برگردم به هدف اولیه این وبلاگ. ولی نمی دونم چرا حس می کنم دیگه اینجا نمی تونم اون حرفا رو بزنم. فکر می کنم حال و هوای فعلی این وبلاگ این اجازه رو به من نمی ده. اینه که تصمیم گرفتم اصلا برم یه جای دیگه و دوباره از نو شروع کنم. بدليل ضعف مفرط استعداد نویسندگی و کمبود شدید ذوق هنری!!! هم بلد نيستم که مثلا با يکی دو مطلب توپ کلاْ ورق وبلاگ رو برگردونم و حال و هوای اينجا رو عوض کنم و برم تو حال مورد نظر!

آخه بعضيا تو وبلاگشون يه جوری تغييرات ناگهانی می دن که آدم به آدرسی که تایپ کرده شک می کنه. امروز می ری می بينی همه اش آه و ناله و شکايت از زمين و زمانه. فردا می ری می بينی يه آهنگ دمبولی ديمبو گذاشته و صدای جيغ رنگ بنفش قالبش از چهل تا سايت اونور تر به مشام می رسه!! (حالا برو تو نخ جمله بندی!)

به هر حال اين بود که تصميم گرفتيم بريم بلاگ اسکای که اون هم از برکت حضور ما کله پا شد.
حالا اگه خدا بخواد يا همينجا تو پرشين يه دکه می زنيم يا شايد هم همينجا تمام مطالب غير از همون يکی دو مطلب (خاطره ) رو حذف می کنيم و چهار کلمه حرف دلمون رو می زنيم و خودمون و شما رو خلاص می کنيم.

پس بزودی منتظر کلام پايانی وبلاگ باشيد!!! (خفه مون کردی با اين کلام پايانيت!)