اينم کوتاه! خوبه؟!
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٢  
سلام.
خيلی خوب بابا! حالا چرا می زنين؟ يه بار طولانی نوشتيم ها! تازه تقصير منه که بيشتر شو خود سانسوری کرده بودم و گرنه....

ميگن ملا نصرالدين برای اينکه حساب ايام ماه رمضون دستش باشه يه ديگ گذاشته بود و هر روز که می گذشت يه هسته خرما توش می انداخت.
يه روز بچه اش فکر کرد باباش داره هسته خرما پس انداز می کنه! رفت و به خاطر کمک به اقتصاد خانواده کلی هسته خرما پيدا کرد و ريخت توی اون ديگ!
يه بار که توی مسجد چند نفر در مورد اينکه امروز چندم ماهه اختلاف پيدا کرده بودند ملا خوشحال از اينکه بالاخره تقويمش به درد خورده گفت صبر کنيد الان ميرم دقيقش رو ميام بهتون می گم.
رفت و هسته ها رو شمرد ديد ۱۲۰ تاست. با خودش گفت: نه ديگه خيلی ضايع است!! حالا من ثلث اينو می گم که خيلی شوکه نشن. اومد و گفت امروز چهلمين روز ماه مبارکه !!!! جماعت همه کف کردند. ملا گفت :چيه؟! چه خبرتونه؟! اصلا تقصير منه که اصلشو بهتون نگفتم وگرنه اگه راستشو می خواين امروز روز صد و بيستم ماهه!!

حالا بگذريم.
يه چيزی تو وبلاگ يادمان ديدم خوشم اومد با اجازه صاحبش می ذارمش اينجا:

کلمه !

« خداوند در همه چيز تجلی مي‌يابد ، اما کلمه يکي از ابزارهای محبوب او برای تجلی است . چرا که کلمه انديشه استحاله يافته به ارتعاش است . چيزی که پيش از اين تنها انرژی بوده ، در فضا ، در پيرامونت پخش می‌شود . بسيار مراقب باش چه می‌گويي . »

* پائولو کوئليو