بهار امسال
ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸۳  

سيد هم رفت !!

فعلا چيز ديگری نمی توانم بگويم.





شعري از زنده ياد سيد حسن حسيني



عاشقم بهار را

رويش ستاره در كوير شام تار را

رهنورد دشتهاي عاشقي !

پر زباده سپيده باد جام تو

اي كه چون غزال تشنه

آب تازه مي خورد

مزرع دلم زجاري كلام تو

در غبار كام تو

چاره فسونگران و رهزنان

در محاق مرگ ، رخ نهفتن است

من كه تشنه ام زلالي از سپيده را

من كه جستجوگرم سرودهاي ناشنيده را

شعر من كه عاشقم

هميشه از تو گفتن است

اي كه در بهار سبز نام تو

رسالت گل محمدي ، شكفتن است...



يادش گرامی باد.

 

بی روی تو انگار بهارانی نيست

قوس قزح و تگرگ و بارانی نيست

بی رنگ تر از بهار امسال مرا

در گردش عمر روزگارانی نيست