ادامه وصيتنامه
ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ دی ۱۳۸٤  

آنان كه به هزاران دليل زندگي مي كنند نمي توانند به يك دليل بميرند و آنان كه به يك دليل زنـدگي مي كنند به همان دليل نيز می ميرند

وصيتنامه شهيد حسين بيدُخ (قسمت پايانی):

بـرادرم مي خواهم با زبان عـاجز و قـلم ناتوانم برايت سفارشـي كنم ، وصيتي نمايم ، پيامي دهـم ، مي خواهم بگويم برادر ، روحانيتي كه كنون پرچمدار اين انقلاب است ، پيشرو اين اسلام است ، حفظش كن ، هر چه به تو گفته اند دروغ است ، به خدا آنها را ديده ام بر منبرها و در سنگرها با زبانشان و با سلاحشان ، ديده ام در جبهه ها ، جايي كه ما را توان و شهامت رفتن نبود آنها رفته اند ، به آنها احترام بگذار ، البته نه آنهايي كه از روحانيت  تنها چيزي كه دارند عبا و عمامه اي است.

 

برادرم امام را تنها نگذاريد كه فردا بايد به غم اين اشتباه افسوسها بخوريد. فقط اين را بدانيد كه اگر او نبود ما هنوز مي بايست سر صف سينماها به سر و كول هم زنيم٬ در سالنهاي قمار به دعوا بپردازيم و حس حقارت و كوچكي ما را عذاب دهد . به خدا من او را افتخار دينم و ملتم مي دانم و باعث افتخار خودم.

با جانم و ذرّه ذرّة وجودم ، در خوابم ، در زندگيم ، در شليكم ، در نمازم ، به هنگام نيازم ، در هر كجا ، با هر زبان او را دعا مي كنم تو نيز او را دعا كن ، اگر او نبود هنوز  ما مي بايست ذلت پذيرش ظلم را به خاطر مصلحتي پوچ بپذيريم ، اگر او نبود ما از مسلمان بودن خويش هيچ نداشتيم جز نمازي كه نماز نبود و روزه اي كه جز گرسنه بودن فايده اي در بر نداشت .

نمي دانم تو او را چه مي داني ، من او را مسلماني مجاهد ، مجاهدي مؤمن ، مؤمني عابد ، عابدي سركش ، سركشي متواضع ، متواضعي پيروز ، پيروزي ساكت ، ساكتي خروشان و خروشاني ساكت مي دانم. او را دعا مي كنم تو نيز او را دعا كن .

 

برادر وكيلت مي كنم از جانب خودم تا بعد از مرگم و شهادتم ، راهم را ادامه دهي . آمريكا را هميشه دشمن بدار ، سعي كن هميشه بمبي باشي تا هر كجا خواستي ضامن آن را بكشي و هزاران كثيف را  از زندگي كه براي آنها چيزي جز نفس كشيدن نيست راحت كني .

برادر ، خون شهدا را هميشه عزيز دار . پيمان مقدس ما خون من است.

 

از يادم مبر كه محتاج به ياد توام ، برادر هر شب جمعه بر سر قبرم ، منزلگاه ابديم حاضر شو ، برايم دعا كن ،   دعا كن كه خدا از من بگذرد.

از كسي كينه اي ندارم جز دشمنان خدا ، آمريكا و شوروي و ابرقدرتهايي كه حاضرند هزاران نفر بميرند تا خود بر مسندي كه مسند نيست تكيه بزنند .

به همه مهر مي ورزم جز دشمنان دينم ، ملتم ، رهبرم ، مكتبم و راهم .

برادر اگر امانتي نزدم داري يا از خانواده ام بگير يا در راه خدا گذر كن ، هر امانتي در نزدت دارم يا در راه خدا برايم انفاقش كن و يا به تو بخشيده مي شود .

همه را به خدا مي سپارم ، از همه شما طلب عفو و گذشت دارم.

خدايا به حال كسي كه جز اشك سلاحي ندارد و جز ياد تو دوايي رحم كن كه محتاج يك راحمم.

                                                حسين بيدُخ

22/12/1360 - پادگان دوكوهه

 

ده روز بعد از نوشتن اين وصيتنامه يعنی در تاريخ ۲/۱/۶۱ در عمليات فتح المبين گلوله ای پيش پای حسين به زمين می خورد و پس از فرو رفتن در خاک به طرز عجيبی کمانه کرده و به قلب حسين می خورد و او را به وصال معشوقش می رساند.

يادش گرامی و رحمت خدا بر او و يارانش باد.