فاطمه و امام زمان
ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ تیر ۱۳۸٥  

بسم الله الرحمن الرحيم

كيست كه نداند اگر كسي امروز براي  تعجيل در ظهور تنها باقيمانده از سلالة انبيا و اوصيا  قدمي بردارد، چه قدر قلب مبارك حضرت زهرا (سلام الله عليها) را خوشحال نموده است؟ شادي و سروري واقعي و حقيقي. نه آنكه تنها لب انسان به بهانه اعياد يا ميلادي، بخندد اما چشمش با مشاهدة آنچه در سراسرجهان و به خصوص عالم اسلام و تشيع مي­نگرد، خون بگريد...

مادري داغديده، كه از طفل 6 ماهه اي كه در شكم داشت تا ديگر فرزندان و نور چشمان خود را تقديم نمود تا دين خدا بماند و برپا گردد. « فَقُتِلَ مَنْ قُتِل، وَ سُبِيَ مَنْ سُبِي، وَ اُقْصِيَ مَنْ اَُقْصِي... »[1] . جگرهاي پاره، گلوهاي بريده، خيمه­هاي سوخته، دلهاي شکسته... حصرها، زندانها، زهرها... همه و همه را به نظاره نشست و امروز نيز، ميراثي از تمامي آنها: صبر،... سكوت،... صحرا..... و انتظار.

بانويي كه آن روز جهادها نمود، خطبه­ها خواند، خانه­ها كوبيد، شكوه­ها كرد، اشكها باريد و ناله­ها سر داد. چنانكه ديگر مدينة پدرش، جاي او نبود و بايد به خارج از شهر پناه مي برد؛ تا بلكه آن مردمان، به سوي امام الهي خويش برگردند و سرنوشت ديگري را براي خود، جامعه و امام خويش رقم زنند. و امروز نيز، همچنان اين سخن در سينة او مانده است كه : «مَثَل امام، همچون كعبه است كه مردم  بايد به سوي او روند، نه او به دنبال مردم»[2] 

 مي­توان سرنوشت را به ­گونه­اي ديگر نوشت. همة حرف حضرت زهرا(س) و تمامي مصائب ايشان، براي آن بود كه حجت زمان، تنها و خانه نشين نگردد؛ و امروز....، همان فاطمه(س) حجت خدا را در زمين، تنها و صحرا نشين مي­نگرد. چنانكه مولا علي (ع) درباره­اش فرمودند: « صاحب اين امر(عج)،... طرد شده، رانده شده، يكه و تنها است[3]

 

يقيناً كسي كه­ امروز براي تعجيل در فرج گام بر مي­دارد، در ثواب و فضيلت هر حقي كه پس از ظهور برپا مي­شود، هر فسادي كه از روي زمين برچيده مي­شود، هر مظلومي كه دادِ او از ظالم ستانده مي­شود، هر حكمي از احكام اسلام و هر آيه از آيات قرآن كه زنده و پياده مي­گردد و هر كسي كه در سراسر عالم به راه خدا هدايت مي­شود، شريك و سهيم است و حتي بيش از اين، كه در بيابان شعب ابوطالب و غزوات رسول خدا(ص)، غربت نخلستانها و مشقت جنگهاي علي مرتضي(ع)، تنهايي و بي­ياري امام حسن مجتبي(ع) و لحظه لحظة اباعبدالله الحسين(ع) در كربلا، از عطش گرفته تا بالاي نيزه ها، در كنار آن حضرات و همراه آنان بوده است و  نيز مجاهدات همة انبيا و اوليا كه براي تحقق وعده الهي و حاكميت دين او در زمين صورت گرفته است[4]. آري، به همين دليل است كه به فرمودة امام صادق(ع): « يك درهم هديه به امام]خرج در راه او[، از يك ميليون درهم كه در كارهاي خير ديگري در راه خدا خرج گردد، بهتر است.»[5]

 

هر سال از چندين ماه، هرماه از چندين هفته و هر هفته نيز از روزهاي مختلف تشكيل شده است.  و جامعه نيز از تك تك ما. به حكم عقل، ثابت است كه يك مجموعه كلي، زماني خوب خواهد شد كه جزء جزء آن، خوب و درست گردند. هر روز از خود بپرسيم كه ما براي ياري او(عج) چه كار كرده­ايم؟ بياييد از مال و توان، قلم و زبان و مهمتر از همه، از دل شكسته و مضطرّ خويش براي تعجيل در فرجش مايه بگذاريم. لااقل همان طور كه در حوائج شخصي خود، به هر دري مي­زنيم. همه مي­دانيم كه «سبب غيبت امام زمان (ع)، خود ما هستيم»[6] ، «دستش را بسته‌ايم و خانه نشين كرده‌ايم»[7] و و و ..... نكند ما نيز چون اهل مدينه، ساده و ساكت، از كنار حرفها و دانسته­ها بگذريم و كاري نكنيم. كاش آن خرمني كه با يك جرقه، شعله­ور مي­شود، ما باشيم.



[1] مفاتيح الجنان، دعای ندبه

[2] بحار الانوار، ج 36، ص353

    [3] كمال الدين، ص303  /  بحار الانوار، ج51، ص120  /   كنز الفوائد ص175

[4] به استناد كلام امير مومنان(ع) در نهج البلاغه فيض الاسلام، خطبة 12

[5] فروع كافي، ج 4، ص 160  /   من لايحضره الفقيه، ج2 ، ص72

[6] نكته هاي ناب از زبان آيت الله بهجت، ص 41

[7] در محضر آيت الله العظمي بهجت، ج2 ص205