برادر عزيز! شما مگه نخونده اي كه گفته وَيلٌ لِكلّّ هُمَزَةٍ  لُمَزَة؟

شما مگه نمي دوني كه وقتي به ريخت و قيافه يه بنده خدا ايراد مي گيري يا مسخره اش مي كني در واقع داري "عيب نقاش مي كني" ؟

به نظر شما قيافه و "صورت زشت" يا خنده دار٬ عيب و ضعف يک آفريده محسوب می شه يا  "سيرت زشت" و عمل قبيح انسان بايد باعث خجالت و سرافكندگی باشه؟

من اگر بدقيافه و زشت و کوتاه قد و........هستم چه نقشی در آفرينش خودم داشته ام؟ ولی اگر شخصيتی که خدا از روز اول بصورت کاملا قابل انعطاف و صاف و ساده خمير مايه اش را به من داده  که آن را به شکل مطلوبی بسازم و در واقع قسمتی از آفرينش را به من واگذار کرده خوب از کار در نياورم آن وقت است که بايد به اين شخصيتی که مخلوق خود من است خنديد يا گريست!

شما اين جور فکر نمی کنی؟

/ 2 نظر / 9 بازدید
پریا

سلام .. بله سيرت زيباست که صورت رو زيباتر می کنه .. به همين دليل بعضی ها خيلی جذاب و گيراتر هستند .

الف لام ی

زشتی زشتیست چه در فریب کلامی دروغین باشد چه در خیانت به نفس چه در نمایش ظاهر و بیرونی. بعضی چیزها مطلقند. قاعده نمی پذیرند و استثنا نمیگیرند. در دنیائی که آدمی نسبت به آدمیان قیاس میشود و متراژ میشود. دامنه میگیرد و بسته به زنجیر بسیار چیزها از خانواده تا ثروت، از شهر تا رنگ پوست، بسیار چیزها را به ترازوی نسبت میشود سنجید. خمیر مایه ی ذات انسانی نیز پیوسته در مسیر لیز و لغزنده ی هستی ریتم میگیرد و ساخته میشود. ره نا آباد از محله ی ناکجا آباد را نمیشود یک شبه طی کرد به آبادیِ رهنمون. بخشی از آنچه در اختیار ماست در محدوده ی کوچکی از اختیارِ فضای ما قابل انعطاف است که دریافتن خوبی هرگز سهل نبوده و هزینه اش ریاضت است و گمان من این است که ما در تقدیر خود چندان نقشی نداریم و وابسته ایم به آنچه بدان گره خورده ایم و رهائی از این گره هاست که تحمل مشقت درد، یک دوره عمر انسانی را می طلبد و البته هر چه او داده است بسیار بیشتر از شایستگی ماست.