گوش تکانی در آستانه سال جدید

سلام.

سال نو بر همگی مبارک. این روزها  درگیر یک ماجرایی شدم که قسمتی از آن را برایتان نقل می کنم:

 

چندروز مانده به عید به دنبال یک سرما خورگی ساده دچار گوش درد شدیدی شدم که نگو ونپرس. یک شب تا صبح از درد گوش نتوانستم بخوابم. صبح درد آن ساکت شد و به اداره رفتم . نزدیک غروب باز درد گوش (این بار گوش اون وری! ) شروع شد و بالاجبار به دکتر مراجعه کردم. خانم دکتر گوشهایم را با وسیله مخصوص معاینه کرد و گفت: احتمالا عفونت داخلیه. باید یه هفته به طور دقیق و مرتب « آموکسی کلاو » مصرف کنی.
من هم که اصولا اهل دکتر نیستم چه برسد به دارو و آنهم سر وقت از ترس درد طاقت فرسای شب قبل داروها را گرفتم و سر ساعت مصرف کردم. اتفاقا درد گوشم خیلی بهتر شد اما هر دو گوشم کیپ شد و شنواییم تقریبا از دست رفت.

 

نزدیک اداره ما یک کلینیک کوچک درمانی هست با یک پزشک و یک متصدی تزریقات. این را هم ذکر کنم که شرکت ما دارای یک بیمارستان تخصصی است اما برای مراجعه به متخصص الزاما باید پزشک عمومی شما را ویزیت و معرفی کند.

 

بعد از یک هفته و پس از ناامیدی از تاثیر «‌ آموکسی کلاو » به توصیه راننده اداره به همان کلینیک مراجعه کردم تا مرا به پزشک متخصص معرفی کند. بین راه راننده سوال کرد که قبلا به این کلینیک مراجعه کرده ام یا نه که پاسخ من منفی بود. گفت : دکتر خوبی داره ولی قیافه اش یه کم غلط اندازه!

-          یعنی چی؟ مگه چشه؟

-          هیچی! یه کم قدش بلنده..... کمی هم.... حالا خودت می بینی دیگه!

 

*********

 

نوبت من شد و وارد اتاق دکتر شدم پایه های میز دکتر را تا آنجا که می شد بلند کرده بودند و دکتر پشت میزش ایستاده بود قیافه بسیار عجیب و ترسناکی داشت اما قدش فقط کمی از من بلند تر بود. فک  و دندانهایش به شکل عجیبی رشد کرده و بسیار شبیه تصاویر دایناسورها بود.

داستان درد گوش و مصرف یک هفته ای دارو را برایش گفتم.

-          گوشت سوت هم می کشه؟

-           ببینید آقای دکتر! گوشهای من ....

-           توضیح نده! یک کلمه آره یا نه؟

-           آخه صدای گوش من مربوط .....

-          باز که داری توضیح می دی....آره یا نه؟

-          بله ولی .....

-          تمام شد. پس سوت می کشه.

-          دکتر جان ! صدای گوش من مربوط به سالها پیشه. گوش من سالهاست که سوت می کشه ولی مال الان و این بیماری اخیر نیست. اصلا من شکایتی از سوت گوشم ندارم. گوشم کیپ شده.

-          خب پس چرا می گی بله؟ بگو نه! باید گوشهاتو معاینه کنم.

همون وسیله مخصوص را برداشت و.........

 

جل الخالق! خدایا چه می دیدم؟ دکتر که من فکر می کردم پشت میز ایستاده است از جایش بلند شد، بعد بلندتر شد، بعد بلندتر شد، بعد بلندتر و........

داشتم زهره ترک می شدم! نزدیک سقف پروژه دراز شدن دکتر متوقف شد.

 

 سرم را با دست گرفت و خم کرد و وسیله معاینه را در گوش راستم فرو کرد و فشار داد ، بعد فشار داد، بعدش فشار داد و همینجور فشار می داد که مثلا آن ته گوشم را ببیند!
یک لحظه با خودم فکر کردم کجا را دارد معاینه می کند؟ نکند من اشتباهی گفته ام بواسیر دارم؟! خلاصه نزدیک بود صندلی  زیر پایم سوراخ شود که دکتر رضایت داد و گفت : حالا اون یکی! من که درد امانم را بریده بود گفتم: اون یکی هم مثل اینه آقای دکتر!

 دکتر از آن بالا چنان چشم غره ای رفت که نزدیک بود روحم از گوشم بیرون بزند. سریع سرم را برگرداند و گوش چپم را هم مورد عنایت قرار داد.

بعد پشت میز خودش برگشت و در چند مرحله  خودش را تا کرد و روی صندلی نشست!

-          گفتی یه هفته « آموکسی کلاو» مصرف کردی و اثر نکرد؟

-          بله آقای دکتر.

-          خب اشکال نداره. حالا یه هفته دیگه هم بخور شاید این دفعه اثر کرد! اگه نشد بیا پیشم تا یک قطره بهت بدم که گوشت باز بشه!

-          نمی شه الان همون قطره رو بنویسید؟

-           نه!

-          خب چه تضمینی هست که دفعه بعد هم نگی بیا یه هفته دیگه بخور شاید اثر کرد؟

-          بله؟

-          هیچی . می گم صلاح می دونید متخصص گوشمو ببینه؟

-          نه!

-          متشکرم آقای دکتر!

 

**********

 

از کلینیک که خارج شدم راننده اداره دم در منتظرم بود. سوار شدم.

-          خب حالا کجا بریم ؟

-          حالا بریم دکتر!

-          پس تا الان کجا بودی؟ مگه دکتره نبودش؟

-          همون! بیشتر بخاطر اون می خوام برم دکتر. فکر کنم پرده دو تا گوشمو که پاره کرده هیچی ، چوب پرده هاشو هم کنده!

 

و این جوری بود که ما به یک دکتر دیگه مراجعه کردیم و اون ما رو به متخصص معرفی کرد و.....

 

*********

 

این هم ماجرای گوشهای ما. ببخشید که خیلی طولانی شد  نه اینکه گوشهای ما خیلی درازه داستانشون هم مفصله.

سالی خوب و پربار و بدون درد گوش و مراجعه به  کلینیک درمانی ( پارک ژوراسیک)  برای همه آرزومندم.

 

ارادتمند: بی نام

 

/ 15 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هادي (بويا)

سلام خيلي باحال بود. معمولاً شنيدن يك مطلب خنده دار باحالتر از خواندنشه ولي اين بار برعكس بود! البته وقتي ازت شنيدم اين قدر مفصل نبود. سلام برسون.

پریا

حالا نمیشه ادامه اش رو بنویسی؟!

آقاي سفير

سلام برادر ، خواستم به خاطر اينكه دستي در طنز داري بهت تبريك بگم كه ديدم ديگران زحمت مرا كم كردند . خنديديم ها ! ارادت قديمي تر ![نیشخند]

سارا

سلام.. سال نو مبارک.... انشاالله گوشتون خوب شده باشه ولی کلییییییی خندیدم‌(البته با عرض معذرت!!!) منم الان دو سه هفته ست گلوم درد می کنه هی میرم دکتر و هی آنتی بیوتیک های مختلف رو نوبتی مصرف می کنم ولی گلو درد همچنان باقی ست!!!

مرتضی سبحانی نیا

برادر سلام . من شمارمو دادم که . اگه نگرفتی باز بگو خصوصی در گوشت بگم !

سایموند

سلام! سنگ هم که بود، آب ميشد! از ديدن کامنت های شما، شرمنده شده بودم...

سلمان

سلام.... بعد از گذشت اینهمه وقت, فکر کنم درد گوش زده به دستت که دیگه ننوشتی! نه ؟[چشمک]

مسیحا

پاشو بیا بنویس چشم درد گرفتیم بس که خیره شدیم به این وبلاگ که کی آپدیت میکنی